
[img]http://www.filmkharid.com/ShowPic.php?pic=1244208942.jpg[/img]
مجموعه كامل «سریال روزی روزگاری»
میگویند هر اثر هنری دنیای خودش را بنا میگذارد حالا هر چقدر كه قراردادهای این اثر هنری در نزد مخاطب پذیرفتنیتر باشد به همان اندازه هم ارتباط و درك و تبادل و در نهایت میزان محبوبیت آن نیز بیشتر میشود.
سریال روزی روزگاری از آن دست آثاری است كه بسیاری از ما از آن خاطره داریم، بارها دیدهایم و حالا هم كه دوباره امكان پخش یافته ای كاش در زمان بهتری از ساعت یك صبح پخش میشد همچنان دوست داریم دوباره نظارهگر آن باشیم. روزی روزگاری از همان تیتراژ ابتدایی، دنیای فرضی خودش را براساس قواعد خودش بنا میگذارد و تلاش میكند مخاطب را هم با این دنیای فرضی درگیر كند كه در این كار موفق هم میشود. سریال یكی از متفاوتترین داستانهای این سالها را با ساختاری «نو» و كاملا تازه و البته آبرومند روایت میكند.
سریال روزی روزگاری یكی از جذابترین و باورپذیرترین تغییر و تحولات روحی یك شخصیت را به نمایش میگذارد بدون آن كه تحمیلی و نچسب و غیرواقعی به نظر برسد. وقتی مرادبیك یكی از آدمهای منفی قصه آرامآرام به قهرمان قصه تبدیل میشود همه چیز به بهترین شكل اتفاق میافتد. نگاهی به آثار قبل و بعد از این اثر بیندازید و همین نكته را تحول آدم بد قصه را در آن، مورد مداقه قرار دهید تا ببینید چه كار بزرگی در این اثر انجام شده است.
همچنین این سریال نمونهای خوب از استفاده درست از لهجه و فرهنگ بومی برای شخصیتهای مختلف است. استفاده از آن میزان لهجه یك شروع خوب در رسانه بود كه متاسفانه آنگونه كه انتظار میرفت در آثار بعدی ادامه نیافت.
در سریال روزی روزگاری تلاش شد داستانهایی برای مخاطب روایت شود كه مخاطب ایرانی از جزئیات آن چندان ذهنیتی نداشته است. شخصیتها، حوادث و روند داستان هم به گونهای است كه امكان پیشبینی قسمتهای بعد را سخت و دور از ذهن كرده است.
امرالله احمدجو در این سریال بر روی داستانهایی متمركز شده است كه هركس توانایی نزدیك شدن به آن را نداشته است. او البته پیشتر هم در فیلم «شاخههای بید» هم همین فضا را تجربه كرده بود؛ اتفاقی كه بعدها با سریال «تفنگ سرپر» هم به شكلی دیگر آن را تكرار كرد.
روزی روزگاری ملغمهای از داستانهای قدیمی، فولكلور و شخصیتهای متفاوتی است كه در كنار استفاده از فرم و ساختاری كه هنوز هم در تلویزیون یك اتفاق محسوب میشود، سخت دیدنی شده است. حتی داستان سریال هم به تنهایی این كشش را دارد كه مخاطب را با خود درگیر كند.
درهم تنیدگی داستانها، شروع و پایان آنها، اتفاقاتی كه میافتد، فضاها و آدمها همه و همه این ذهنیت را تشدید میكند كه اساسا الگوی داستانگویی هزار و یك شبی مدنظر بوده است.

بازیگران روزی روزگاری یكی از بهترین بازیهایشان را در این سریال ارائه دادهاند. خسرو شكیبایی، محمود پاكنیت، ژالو علو، محمد فیلی، شهره سلطانی، زندهیاد حسین پناهی، محمود جعفری، گوهر خیراندیش، پرویز پورحسینی و زندهیاد جمشید اسماعیلخانی خیلی خوب از پس نقشها برآمدهاند و این همه باعث شده كه پس از این همه سال بدون آن كه به آن فرجهای بدهیم به تماشای این سریال بنشینیم و از آن لذت ببریم.
وقتی به فهرست بالابلند سریالهای ساخته شده در این سالها نگاه میكنیم، متوجه میشویم چقدر جای آثاری مانند روزی روزگاری در میان آنها خالی است؛ سریالی كه در كمترین زمان ممكن جلوی دوربین رفت و به هنگام پخش هم با بازتابهای مثبت روبهرو شد.
بدون آن كه تبلیغات آنچنانی این اثر را مشایعت كند، بتدریج جای خودش را در میان مخاطبان باز كرد، آنچنان كه حالا دیگر خیلیها با شخصیتهای مختلف آن مثل مرادبیك، حسامبیك، بسیمو و نسیمو، خان خله، خاله لیلا و. زندگی میكنند و از آنها خاطره دارند.
سریال روزی روزگاری یكی از جذابترین و باورپذیرترین تغییر و تحولات روحی یك شخصیت را به نمایش میگذارد بدون آن كه تحمیلی و نچسب و غیرواقعی به نظر برسد. وقتی مرادبیك یكی از آدمهای منفی قصه آرامآرام به قهرمان قصه تبدیل میشود همه چیز به بهترین شكل اتفاق میافتد. نگاهی به آثار قبل و بعد از این اثر بیندازید و همین نكته را تحول آدم بد قصه را در آن، مورد مداقه قرار دهید تا ببینید چه كار بزرگی در این اثر انجام شده است.
همچنین این سریال نمونهای خوب از استفاده درست از لهجه و فرهنگ بومی برای شخصیتهای مختلف است. استفاده از آن میزان لهجه یك شروع خوب در رسانه بود كه متاسفانه آنگونه كه انتظار میرفت در آثار بعدی ادامه نیافت.
در سریال روزی روزگاری تلاش شد داستانهایی برای مخاطب روایت شود كه مخاطب ایرانی از جزئیات آن چندان ذهنیتی نداشته است. شخصیتها، حوادث و روند داستان هم به گونهای است كه امكان پیشبینی قسمتهای بعد را سخت و دور از ذهن كرده است.
امرالله احمدجو در این سریال بر روی داستانهایی متمركز شده است كه هركس توانایی نزدیك شدن به آن را نداشته است. او البته پیشتر هم در فیلم «شاخههای بید» هم همین فضا را تجربه كرده بود؛ اتفاقی كه بعدها با سریال «تفنگ سرپر» هم به شكلی دیگر آن را تكرار كرد.
روزی روزگاری ملغمهای از داستانهای قدیمی، فولكلور و شخصیتهای متفاوتی است كه در كنار استفاده از فرم و ساختاری كه هنوز هم در تلویزیون یك اتفاق محسوب میشود، سخت دیدنی شده است. حتی داستان سریال هم به تنهایی این كشش را دارد كه مخاطب را با خود درگیر كند.
درهم تنیدگی داستانها، شروع و پایان آنها، اتفاقاتی كه میافتد، فضاها و آدمها همه و همه این ذهنیت را تشدید میكند كه اساسا الگوی داستانگویی هزار و یك شبی مدنظر بوده است.
بازیگران روزی روزگاری یكی از بهترین بازیهایشان را در این سریال ارائه دادهاند. خسرو شكیبایی، محمود پاكنیت، ژالو علو، محمد فیلی، شهره سلطانی، زندهیاد حسین پناهی، محمود جعفری، گوهر خیراندیش، پرویز پورحسینی و زندهیاد جمشید اسماعیلخانی خیلی خوب از پس نقشها برآمدهاند و این همه باعث شده كه پس از این همه سال بدون آن كه به آن فرجهای بدهیم به تماشای این سریال بنشینیم و از آن لذت ببریم.
وقتی به فهرست بالابلند سریالهای ساخته شده در این سالها نگاه میكنیم، متوجه میشویم چقدر جای آثاری مانند روزی روزگاری در میان آنها خالی است؛ سریالی كه در كمترین زمان ممكن جلوی دوربین رفت و به هنگام پخش هم با بازتابهای مثبت روبهرو شد.
بدون آن كه تبلیغات آنچنانی این اثر را مشایعت كند، بتدریج جای خودش را در میان مخاطبان باز كرد، آنچنان كه حالا دیگر خیلیها با شخصیتهای مختلف آن مثل مرادبیك، حسامبیك، بسیمو و نسیمو، خان خله، خاله لیلا و. زندگی میكنند و از آنها خاطره دارند.
میگویند هر اثر هنری دنیای خودش را بنا میگذارد حالا هر چقدر كه قراردادهای این اثر هنری در نزد مخاطب پذیرفتنیتر باشد به همان اندازه هم ارتباط و درك و تبادل و در نهایت میزان محبوبیت آن نیز بیشتر میشود.
سریال روزی روزگاری از آن دست آثاری است كه بسیاری از ما از آن خاطره داریم، بارها دیدهایم و حالا هم كه دوباره امكان پخش یافته ای كاش در زمان بهتری از ساعت یك صبح پخش میشد همچنان دوست داریم دوباره نظارهگر آن باشیم. روزی روزگاری از همان تیتراژ ابتدایی، دنیای فرضی خودش را براساس قواعد خودش بنا میگذارد و تلاش میكند مخاطب را هم با این دنیای فرضی درگیر كند كه در این كار موفق هم میشود. سریال یكی از متفاوتترین داستانهای این سالها را با ساختاری «نو» و كاملا تازه و البته آبرومند روایت میكند.

سریال روزی روزگاری یكی از جذابترین و باورپذیرترین تغییر و تحولات روحی یك شخصیت را به نمایش میگذارد بدون آن كه تحمیلی و نچسب و غیرواقعی به نظر برسد. وقتی مرادبیك یكی از آدمهای منفی قصه آرامآرام به قهرمان قصه تبدیل میشود همه چیز به بهترین شكل اتفاق میافتد. نگاهی به آثار قبل و بعد از این اثر بیندازید و همین نكته را تحول آدم بد قصه را در آن، مورد مداقه قرار دهید تا ببینید چه كار بزرگی در این اثر انجام شده است.
همچنین این سریال نمونهای خوب از استفاده درست از لهجه و فرهنگ بومی برای شخصیتهای مختلف است. استفاده از آن میزان لهجه یك شروع خوب در رسانه بود كه متاسفانه آنگونه كه انتظار میرفت در آثار بعدی ادامه نیافت.

در سریال روزی روزگاری تلاش شد داستانهایی برای مخاطب روایت شود كه مخاطب ایرانی از جزئیات آن چندان ذهنیتی نداشته است. شخصیتها، حوادث و روند داستان هم به گونهای است كه امكان پیشبینی قسمتهای بعد را سخت و دور از ذهن كرده است.
امرالله احمدجو در این سریال بر روی داستانهایی متمركز شده است كه هركس توانایی نزدیك شدن به آن را نداشته است. او البته پیشتر هم در فیلم «شاخههای بید» هم همین فضا را تجربه كرده بود؛ اتفاقی كه بعدها با سریال «تفنگ سرپر» هم به شكلی دیگر آن را تكرار كرد.
روزی روزگاری ملغمهای از داستانهای قدیمی، فولكلور و شخصیتهای متفاوتی است كه در كنار استفاده از فرم و ساختاری كه هنوز هم در تلویزیون یك اتفاق محسوب میشود، سخت دیدنی شده است. حتی داستان سریال هم به تنهایی این كشش را دارد كه مخاطب را با خود درگیر كند.
درهم تنیدگی داستانها، شروع و پایان آنها، اتفاقاتی كه میافتد، فضاها و آدمها همه و همه این ذهنیت را تشدید میكند كه اساسا الگوی داستانگویی هزار و یك شبی مدنظر بوده است.
بازیگران روزی روزگاری یكی از بهترین بازیهایشان را در این سریال ارائه دادهاند. خسرو شكیبایی، محمود پاكنیت، ژالو علو، محمد فیلی، شهره سلطانی، زندهیاد حسین پناهی، محمود جعفری، گوهر خیراندیش، پرویز پورحسینی و زندهیاد جمشید اسماعیلخانی خیلی خوب از پس نقشها برآمدهاند و این همه باعث شده كه پس از این همه سال بدون آن كه به آن فرجهای بدهیم به تماشای این سریال بنشینیم و از آن لذت ببریم.
وقتی به فهرست بالابلند سریالهای ساخته شده در این سالها نگاه میكنیم، متوجه میشویم چقدر جای آثاری مانند روزی روزگاری در میان آنها خالی است؛ سریالی كه در كمترین زمان ممكن جلوی دوربین رفت و به هنگام پخش هم با بازتابهای مثبت روبهرو شد.

بدون آن كه تبلیغات آنچنانی این اثر را مشایعت كند، بتدریج جای خودش را در میان مخاطبان باز كرد، آنچنان كه حالا دیگر خیلیها با شخصیتهای مختلف آن مثل
مرادبیك، حسامبیك، بسیمو و نسیمو، خان خله، خاله لیلا و. زندگی میكنند و از آنها خاطره دارند.
برچسب ها : سریال روزی روزگاری - سریال ایرانی - خرید سریال روزی روزگاری - خريد - فروش اینترنتی سریال روزی روزگاری - فروش پستی سریال روزی روزگاری -
خرید سریال ایرانی و خارجی -
سریال ایرانی -
پرداخت در محل - تحویل در محل - فروش اینترنتی - خرید اینترنتی سریال روزی روزگاری ، سریال روزی روزگاری ، خرید پستی سریال روزی روزگاری با بازی خسرو شکیبایی ، سریال قدیمی روزی روزگاری ، خرید سریال قدیمی روزی روزگاری